بلند بلند فکر کردن يک مهندس ژئوماتيک |
تاکنون فکر کرده ايد که چگونه مي توان ميزان رضايت مندي يک شخص را در مواجه و تعامل با يک فن آوري ارزيابي نمود؟ با ذکر اين نکته که رضايت مندي زماني حاصل مي گردد که فن آوري مزبور هر چه کامل تر نيازهاي مخاطب را تأمين نمايد، سوال فوق را مي توان اينگونه نيز بيان کرد: آيا معياري براي تعيين ميزان سطح کامل بودن و پيشرفته بودن يک فن آوري داريد؟
براي پاسخ دادن به اين سوال تصور کنيد که پاي صحبت شخصي نشسته ايد که اخيرا به کشوري پيشرفته تر از ايران مسافرتي داشته است. متوجه خواهيد شد که وي در تشريح فن آوريهايي که در آن کشور تجربه کرده از عباراتي چون باور نميکني ... ، باور کردني نبود ... و يا مثل معجزه بود استفاده مي کند. در اصل شخص مزبور مي خواهد اين ايده را برساند که فن آوريهايي که در آنجا ديده است کاملتر و پيشرفته تر، از آنچه در ايران ديده است بوده و بيشتر رضايتمندي وي را تأمين نموده است.
با درک تجربيات فوق، Arthur C. Clarke، نويسنده و مخترع بريتانيايي که داستانهاي علمي تخيلي او شهرت زيادي دارند، در دهه 1960 (وي اخيرا فوت کرد) سه اصل را مطرح کرد که يکي از آنها عبارتست از اينکه: هر فن آوري که به اندازه کافي پيشرفته باشد از معجزه قابل تمايز نخواهد بود. اين اصل در سال هاي بعد، و در حال حاضر، از حيطه داستان هاي علمي تخيلي خارج شد و به واقعيتي تبديل گشته است که هر روز آن را تجربه مي کنيم.
بر اساس اصل فوق و با توجه به اينکه سيستم هاي اطلاعات مکاني به عنوان يکي از پيشرفته ترين جلوه هاي فن آوري مطرح مي باشند، ما نيز معياري ساده را براي ارزيابي ميزان کامل بودن چنين سيستم هايي مطرح مي نماييم. کافي است که از خود بپرسيد: آيا در مواجهه و استفاده از يک سيستم اطلاعات مکاني تصويري معجزه مانند از آن در ذهن شما ايجاد مي شود؟
مسلما معيار فوق معياري شخصي است. ولي اين امر به معني بي ارزش بودن آن نيست. دريافت هاي شخصي از جمله مطمئن ترين منابع براي رسيدن به شناخت صحيح مي باشند. ايجاد شدن احساس عدم شباهت به معجزه، که نشان هاي از عدم احساس رضايت مندي و کامل بودن سيستم است، هشداري جدي براي شما است. اين هشدار را جدي بگيريد و مطمئمن باشيد که با کمي بررسي خواهيد توانست شواهدي عيني را نيز که مبين کامل نبودن سيستم باشد دريابيد و آنها را پيگيري کنيد و درصدد مرتفع کردن آنها برآييد.
در مورد اعتماد به معيار فوق تنها بايد به اين نکته توجه نمود که پيشرفته بودن با پيچيده بودن متفاوت است. اولي احساس مواجهه با يک معجزه و دومي سردرد و آشفتگي را براي شما به ارمغان مي آورد. اولي همراه با احساس لذت است و دومي همراه با احساس رنج و محنت. به عبارت ديگر سادگي اصلي اساسي و همواره قرين با مفهوم پيشرفته بودن است.
در اين راستا دو توصيه زير را ارائه مي کنم:
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|