تبليغاتX
Hani Rezayan - اندازه گيري محتواي اطلاعاتي يک الگ
 
بلند بلند فکر کردن يک مهندس ژئوماتيک
 

تئوري اطلاعات و حوزه هاي جديد ايجاد شده در زمينه اطلاعات تعاريف مختلفي براي ميزان محتواي اطلاعاتي موجود در الگوهاي اطلاعاتي ارائه کرده اند. در اين ميان تعريفي که نظر من را جلب کرد از سوي Daniel Hillis مطرح شده که بر اين اساس:

«محتواي اطلاعاتي يک الگو معادل اندازه کوچکترين برنامه رايانه اي است که مي تواند الگوي مشابه را ايجاد نمايد»

پس اگر مي خواهيد بدانيد در ترافيک شهري تهران حجم اطلاعات چقدر است، کافيست سعي کنيد کوچکترين برنامه اي را بيابيد يا بنويسيد که الگوهاي ترافيکي مشابه را ايجاد مي نمايد.

بر اين اساس ميزان اطلاعات موجود در اطراف ما براساس توسعه الگوهاي برنامه نويسي تغيير مي نمايد که البته چندان هم عجيب نيست زيرا الگوهاي برنامه نويسي نشان دهنده نوع نگرش ما به محيط اطراف است. بايد به خاطر داشت که دنياي اطراف ما بسيار ساده تر از آن چيزي است که ما تصور مي کنيم. (آدم هاي سخت گير !)

در اين راستا الگوي برنامه نويسي تابعي ميزان اطلاعات ما از دنياي اطراف را به چالش مي کشد. مثال زير شمايي از ايجاد مجموعه اي نامتناهي از سري فيبوناچي در محيط Haskell است که از الگوي تابعي استفاده مي نمايد.

fiblist = 0 : 1 : (zipWith (+) fiblist (tail fiblist))

 
  POWERED BY BLOGFA.COM