بلند بلند فکر کردن يک مهندس ژئوماتيک |
داده[1] چيست؟ اطلاعات[2] چيست؟ چه تفاوتي ميان اين دو وجود دارد؟
سوال هاي فوق بسيار آشنا هستند و معمولا جواب بسيار ساده اي نيز براي آنها داريم. داده پردازش نشده و خام است. هنگامي که داده پردازش شود تبديل به اطلاعات مي گردد. اين تعريفي است که متخصصين علوم رايانه ترويج مي کنند و البته بسيار هم فراگير شده است (بيش از حد).
آيا سعي کرده ايد تا با استفاده از تعريف فوق تعيين بکنيد که يک چيز داده است يا اطلاعات؟ در اين صورت ابهام بالايي را که در آن قرار دارد لمس خواهيد کرد. اين تعريف داده و اطلاعات را به صورت يک طيف تصوير مي نمايد که مرز مشخصي ، حتي به صورت نسبي، ندارد. بدين معنا که کميت قابل اندازه گيري و مشاهده اي براي اعمال تعريف عنوان شده وجود ندارد. در اين ساختار طيفي، هرچه بيشتر پردازش صورت گير داده شما بيشتر اطلاعات مي شود!؟
براي اين که تعريف فوق توجيه پذيرتر باشد نيز معمولا اين واقعيت مطرح مي گردد که خروجي پردازش يک سيستم (اطلاعات)، مواد خام ورودي يک سيستم ديگر (داده) محسوب مي گردد. ما نيز اين واقعيت را انکار نمي کنيم بلکه ابهام هاي عنوان شده در تعريف اوليه و قابليت استفاده آن را مورد سوال قرار مي دهيم.
پيشنهادي که براي جايگزيني تعريف فوق ارائه مي نماييم مبتني بر محوريت تصميم گيري مي باشد. بدين ترتيب تعريف زير را ارائه مي نمايد:
اطلاعات آن داده اي است که منجر به تصميم گيري شود.
با تعيين شدن مرز اطلاعات، ساير چيزها را مي توانيم داده بناميم. جهت مشخص تر شدن اين مرز، مبتني بر تعريف جديد، به تشريح اجزاي آن مي پردازيم.
در وهله نخست بايد بدانيم که منظور از تصميم گيري[3] در تعريف فوق چيست. تصميم گيري عبارتست از تخصيص منابع غيرقابل برگشت براي تحقق يک هدف. بدين ترتيب تصميم گيري يک فعاليت[4]، حرکت و تغيير است. همچنين تصميم گيري فرآيندي يک طرفه است. شايد شنيده باشيد که فلان شخص از تصميم خود منصرف شد. اين اصطلاحي عاميانه است که البته متناقض با برگشت ناپذيري تصميم گيري نيست. اگر شما تصميمي گرفته ايد و فعاليتي را شروع کرده ايد و در ميانه آن فعاليت دست از آن کشيده ايد مطمئنا سرمايه اي را هزينه کرده ايد که با حتي با منصرف شدن شما سرمايه مزبور برنمي گردد. اگر هم هنوز فعاليتي انجام نداده ايد متأسفانه يا خوشبختانه بايد گفت که طبق تعريف فوق هنوز تصميمي نگرفته ايد.
نکته حائز اهميت اين است که مشاهده وقوع يک فعاليت و يا عدم وقوع آن براحتي قابل انجام است. يک فرآيند تصميم گيري با ايجاد شدن يک نياز آغاز مي شود. بدنبال آن هدفي تعيين مي شود. سپس براي دسترسي به داده هاي مورد نياز پرسش هايي مطرح مي شوند که خروجي آنها داده هايي مناسب براي تحليل است. تحليل مزبور نوعي انتخاب از ميان داده هاي حاصل از پرسش هاي ما مي باشد. بدنبال انتخاب گزينه مناسب است که مرحله حساس بکار بستن آن در عمل فرا مي رسد. در صورتي که عملي به وقوع بپيوندند، داده ها به درجه والاي اطلاعات ارتقاء مي يابد. واضح است که اين عمل دربرگيرنده همان تخصيص منابعي است که در بالا عنوان شد.
براي درک بهتر تفکيک داده و اطلاعات مثال مطالعه يک روزنامه را درنظر بگيريد. ورق زدن بدون هدف و يا با هدف نامشخص روزنامه، مثلا فقط براي وقت گذراني، را تصور کنيد. وقتي که اين کار و مرور محتويات روزنامه حتي باعث نمي شود شما از جايي که نشسته ايد تکان بخوريد، آنچه در اين قالب دريافت کرده ايد اطلاعات نبوده و تنها جرياني از داده است. در اين جا ممکن است اين سوال مطرح شود که همان اشکال وارد شده به تعريف قبلي در مورد قبلي در مورد مبهم بودن آن در مورد تعريف جديد نيز وجود دارد. براي مثال با مطالعه يک خبر مثلا افزايش ارزش سهام ممکن است کسي دست بکار فروش سهام خود بشود که به طور مشخص يک فعاليت را است، پس خبر مزبور براي وي اطلاعات محسوب مي گردد. اما در مورد شخص من که سهامي ندارم خبر مربوطه تنها کمي تعجب، کشيدن آه حسرت و يا غرولند در مورد اوضاع اقتصادي را به همراه دارد. آيا خبر مزبور براي من نيز اطلاعات محسوب مي شود؟ در جواب به اين سوال بايد بگوييم که تناسب ميان هدف، اطلاعات و فعاليت انجام شده اين ابهام را مرتفع مي نمايد. اين تناسب محصول هنجارهاي جوامع انساني است که در قالب فرآيندهاي طولاني مدت ايجاد مي شوند و تقريبا در بازه هاي زماني محدود (مثلا يک روز، ماه، دهه و يا حتي در مدت عمر ما) تغيير نمي کنند. اين همان چيزي است که از به عنوان عقل سليم ياد مي شود. بر اين اساس و در صورتي که در مورد وجود عقل سليم شک داريد! کافي است تا براي مطمئن شدن از اينکه کاري که شما انجام داده ايد فعاليت متناسب محسوب مي شود يا نه بدون پيش زمينه شرايط خود با چند نفر ديگر مطرح کنيد و نظر آنها را بدانيد. اگر با خنده هاي عاقل اندر سفيه مواجه شديد قطعا کار متناسبي انجام نداده ايد و به عبارت ديگر فعاليتي انجام نداده ايد. در غير اين صورت مي توانيد تا حدي مطمئن شويد که فعاليتي متناسب انجام داده ايد. البته وقتي از هنجار و عقل سليم سخن به ميان مي آيد کمتر با شرايط خاکستري و شايد مواجه مي شويد. بدين معنا که احتمال اينکه در نتيجه اين پرسش هنوز شکي در شما باقي مانده باشد بسيار ضعيف است.
تعريف فوق مزاياي به خصوصي در حوزه سيستم هاي اطلاعات مکاني دارد. چنانکه مي دانيد سيستم هاي اطلاعات مکاني را به عنوان سيستم حمايت از تصميم گيري[5] مي شناسيم. براساس تعريف فوق يک سيستم حامي تصميم گيري وظيفه اش حمايت از فرآيند عنوان شده از مرحله مطرح شدن پرسش تا ارائه گزينه ها و تحليل تناسب آنها است. به معناي ديگر در ايجاد نياز، هدف گذاري و در انتها تخصيص منابع و فعاليت نقشي براي چنين سيستمي متصور نمي باشد و اين مراحل توسط عامل انساني انجام ميشود.
استفاده ديگر از اين تعريف در ارائه تعريف مشخص تري از کيفيت داده هاي يک سيستم مي باشد. براي مثال در زمينه به هنگام رساني[6] يک پايگاه داده معيار درستي به هنگام رساني بدين صورت تعريف ميشود که پايگاه داده به هنگام شده مي بايد در مقابل فرآيندهاي مشابه تصميم گيري منجر به فعاليت هاي يکسان نگردد. در اين صورت پايگاه داده به هنگام شده با قبل از به هنگام سازي تفاوتي نخواهد داشت و با وجود تغييراتي هم که ممکن است ايجاد شده باشد به هنگام سازي رخ نداده است. بررسي تفاوت فعاليت ها در نتيجه تغيير داده ها، مثلا بدنبال به هنگام سازي، زمينه اي براي ارزيابي کيفيت محتواي داده فراهم مي نمايد. براي مثال اگر بهبودي در انجام فعاليت مربوط به يک تصميم گيري مشابه حاصل گردد مي توان انتظار داشت که محتواي داده اي داده هاي جديد غني تر مي باشد.
به علاوه در توجيه ورودي و خروجي يک سيستم بايد بگوييم که:
يک سيستم داده مي گيرد و داده پس مي دهد.
در انتها با اشاره به اين نکته که در مطلب ارائه شده تفکيک رقومي و يا غير رقومي بودن داده بدون تأثير بوده است، با ارائه تعريف سند بحث را به پايان مي بريم. سند عبارتست از داده اي که توسط عامل انساني قابل خواندن و فهم باشد.
اگر مايليد که با بيان رياضي آنچه عنوان شد بيشتر آشنا شويد، مفهوم انتروپي[7]، که در تئوري اطلاعات مطرح ميشود، را مطالعه کنيد.
1. Frank, A.U., 2005b, Practical Geometry - The Mathematics for Geographic Information Systems, Unpublished Manuscript.
2. Frank, A.U., 2005, Ontology for GIS, Unpublished Manuscript.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|