بلند بلند فکر کردن يک مهندس ژئوماتيک |
در محيط هاي علمي از جمله دانشگاه ها بسيار با نظرات زير مواجه مي شويد:
فلان تحقيق يک کاربري صرف است؟ تحقيق شما نکته علمي جديدي ندارد؟ اين تحقيق تحليلي نيست؟ تز شما عدد و رقم کمي دارد؟
نکته مهم در موارد فوق قائل شدن تفاوت مبهم ميان يک تحقيق مبتني بر کاربري و يک تحقيق علمي است. در پرداختن به موارد عنوان شده در نظر داريم در قالب اين نوشته به ترسيم مرز مشخص تري در ميان تحقيق هايي بپردازيم که برچسب کاربري و يا علمي مي خورند.
بياييد از ديدگاه ديگري به اين مسأله بپردازيم. در اين قالب تحقيقات را به دو دسته تحقيقاتي که در صدد تئوري پردازي و ايجاد تئوري هاي جديد هستند و تحقيقاتي که استفاده کننده از تئوري هاي ايجاد شده هستند تقسيم مي کنيم. در اين ميان مقوله وجود يک کاربري در بطن يک تحقيق نقش کم رنگ تري در تمايز تحقيق ها ايفا خواهد کرد. به طور مشخص تر خواهيد ديد که و در مواجهه با تحقيقاتي که در حوزه علم و سيستم هاي اطلاعات مکاني به انجام مي رسند وجود يک کاربري لازم معرفي مي شود و به طبع آن وجود تحليل مناسبي از کاربري به انجام رسيده الزامي دانسته شده است.
قبل از پرداختن به جزئيات بايد تکليف يک نکته مهم ديگر را نيز تعيين کنيم: کدام يک از اين دو دسته از تحقيقات مهمتر هستند؟ کدام يک از اولويت بالاتري برخوردارند؟
در جواب به اين سوالات به اين نکته توجه کنيد که عامل وجود کاربري در هر دو دسته از تحقيقات لحاظ شده است. بنابراين در صورتي که ديدگاه استفاده مبنا[1]، براي پاسخگويي به نيازهاي روز جامعه، داريد کمي بيشتر تأمل کنيد و علاقه خود را به تحقيق هاي نوع دوم تعديل نماييد. واضح است که بدون وجود يک تئوري، کاربري نيز براي آن متصور نخواهد بود. به علاوه مطرح شدن يک تئوري، ارتقا، شکست و زنده ماندن آن وابسته به امکان بکارگيري آن در قالب کاربري هاي مختلف است. بدين ترتيب تحقيقات دسته اول از نقطه نظر موجوديتي ذاتا در اولويت بالاتري قرار مي گيرند. با اين وجود از ديدگاه پرداختن به هر يک از اين دو دسته از تحقيقات، محققان مربوطه مي توانند به صورت نسبي اهميت کار خود را بالاتر از تحقيقات در دسته مقابل لحاظ نمايند.
با بيان مقوله نسبي بودن اهميت تحقيقات ميخواهيم به اين نکته اشاره کنيم که ارائه نظرهاي انتقادي از جانب محققات دسته نخست در مورد تحقيقات دسته دوم بسيار حساس مي باشند. با اين حال درک اين که در کدام دسته از تحقيقات فوق فعاليت مي نماييد مي تواند عامل کنترلي براي آنچه بايد در قالب محتواي تحقيق خود ارائه مي دهيد و تعيين کننده حوزه اي باشد که مي توانيد در آن به انتقاد، تحليل و مقايسه بپردازيد.
آنچه تحت عنوان کاربري در يک تحقيق عنوان گرديد لزوما نمي بايست در زمره کاربري هاي روزمره جامعه باشد بلکه اکثر کاربري هايي مرتبط با يک تئوري بسيار تخصصي و مختص به حوزه علمي مربوط به آن مي باشند. بااين وجود در مورد تحقيقات دسته دوم ميزان تمايل به کاربري هايي که استفاده بالفعل در جامعه دارند بيشتر است.
در مورد تحقيقات دسته اول وجود يک کاربري دليل و مدعايي اوليه در جهت نمايش صحت تئوري ايجاد شده محسوب ميگردد. اين کاربري ميبايست از سادگي مناسبي برخوردار باشد تا بتوان آن را به عنوان مثالي شفاف از نحوه بکارگيري يک تئوري و اندازه گيري ها و تحليل هاي مطرح در آن تئوري در اختيار متخصصين و محققين قرار داد. اين نمونه اوليه[2] در قالب تحقيقات دسته دوم با افزودن پيچيدگي هايي که کاربري هاي مورد نظر آنها ايجاب مي نمايد به کار گفته شده و آزمايش مي گردد.
در مورد تحقيقات دسته نخست بايد به اين نکته اشاره کرد که ممکن است که تئوري به صورت بالفعل کاربري هر چند ساده و ابتدايي را در هنگام ارائه نداشته باشد. براي نمونه اين شرايطي در مورد نئوري نسبيت انيشتن وجود داشت. اما چنين شرايطي به ندرت در علم اطلاعات مکاني، که با سطح ملموسي از دنياي واقعي تعامل دارد، قابل تصور است.
نکته ديگري که مي خواهيم به آن بپردازيم نحوه نزديک شدن و پرداختن به هر يک از اين دو دسته از تحقيقات است.
با در نظر گرفتن تفاوت هاي عنوان شده در ميان اين دو دسته از تحقيقات، تفاوت عمده در روش پرداختن به هر يک از آنها عمدتا از نوع مختصرسازي[3] که در هر يک از آنها به انجام مي رسد ناشي مي گردد. در مورد تحقيقات نوع نخست داده ها تا حدي مختصر مي گردند که قابل تفسير و مدل سازي با استفاده از زبان علمي مورد استفاده، که عمدتا رياضيات است، باشند. سپس فرآيند تحقيق در قالب ايجاد مدل يا تئوري مناسب براي مسأله مورد نظر دنبال مي گردد. اين در حالي است که در مورد دسته دوم تحقيقات با هدف حفظ شباهت آن با واقعيت اختصار چنداني در سطح داده ها به انجام نمي رسد. در اين موارد تحقيق با مقايسه ساختار داده با نمونه ساده آن که تئوري ارائه نموده است آغاز مي گردد. بدنبال اين مقايسه سعي مي شود تا اجزايي که اضافه شده اند تعيين شده و نقش آنها در نمونه مزبور اعمال گردد. در نهايت نمونه اوليه تئوري براي کاربري مزبور سفارشي شده و بکار گرفته مي شود. توجه کنيد که در اين شرايط تغييري در تئوري ايجاد نمي شود. ممکن است چند تئوري در کنار يکديگر به کار گرفته شوند ولي ماهيت تئوري ها دست نخورده مي ماند.
در هر دو دسته از تحقيقات انتظار مي رود که مبتني بر اهداف ذکر شده تحليل کافي و جامعي از کاربري ارائه شده در تحقيق ارائه گردد. تأکيد بر اين نکته که تحليل مزبور با زبان علمي، که عمدتا رياضيات، است مي تواند سبب افزايش وجاهت، شفافيت و قابليت بررسي توسط ساير محققين گردد. اين شرايطي است که در مورد تحقيقات دسته نخست بسيار محتمل و منطقي مي باشد و نتيجه روش تحقيق اتخاذ شده در آنها است. با اين وجود در مورد تحقيقات دسته دوم ممکن است شرايطي پيش بيايد در بيان برخي نتايج اندازه گيري مشخصي که منجر به ارائه اعداد گردد ميسر نباشد. از سوي ديگر صحت و سادگي در تحليل عددي نتايج بسيار مهم است. تأکيد بر پيچيده بودن تحليل عددي نتايج رويکردي اشتباه و غيرمنطقي است.
به عنوان نتيجه گيري بايد بار ديگر به اين نکته اشاره نمود که درک صحيح از دو دسته تحقيقات، به خصوص در حوزه علم و سيستم هاي اطلاعات مکاني، عاملي کنترلي در جهت صحت و موفقيت فعاليت شما در زمينه تحقيقات خواهد بود. توصيه مي گردد که براساس علاقه شخصي خود در هر يک از دو دسته از تحقيقات فعاليت داشته باشيد زيرا اين دو نقشي تکميل کننده براي يکديگر دارند و سبب ارتقاي درک شما از وجوه مختلف علم مربوطه مي شوند.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|