تبليغاتX
Hani Rezayan - تحليل هزينه سود و هزينه کارآمدي
 
بلند بلند فکر کردن يک مهندس ژئوماتيک
 

در اين مقاله مباني تئوري دو روش کلي تحليل هزينه سود و هزينه کارآمدي يک پروژه تشريح شده اند. اين دو تحليل امکان ارزيابي کمي يک پروژه را فراهم مي نمايند. وجود چنين معيارهاي کمي امکان مقايسه روش هاي مختلف انجام يک پروژه، و يا مقايسه چند پروژه با يکديگر، و انتخاب روش مناسب را فراهم مي سازند. در انتها فرآيندي براي انتخاب يکي از دو روش تحليل هزينه سود و هزينه کارآمدي، با در نظر گرفتن شرايط حاکم بر يک پروژه، ارائه شده است.

با ذکر اين نکته که انجام تحليل هزينه سود يا هزينه کارآمدي فرآيندي تخصصي است و نيازمند تجربه زيادي است، اين مقاله تنها با هدف آشناسازي مخاطب با فرآيند کلي اين قبيل تحليل ها ارائه گرديده است. اين امر به شما کمک مي کند تا در مواجهه با تحقيق هايي که به تحليل هزينه سود يا هزينه کارآمدي يک پروژه پرداخته اند، پيش زمينه اي براي بررسي بکارگيري روش مناسب و صحت مراحل طي شده داشته باشيد.

تحليل هزينه سود

هدف از تحليل هزينه سود[1]، تعيين نسبت هزينه انجام يک پروژه در مقابل سود حاصل از آن است. در اين روش مي­بايست:

  1. کلیه فعاليت هاي پروژه مورد ارزيابي و تحليل قرار گيرند.
  2. دقت زيادي در انتخاب حوزة تأثير پروژه مبذول شود، چرا که عمدتا تأثيرات يک پروژه از حوزة خود پروژه و حتي حوزه سازمان ميزبان آن فراتر مي رود. عدم توجه جدي به اين امر سبب مي گردد که يا برخي اجزاي مهم و موثر در پروژه در نظر گرفته نشوند و يا تعداد اجزاي مرتبط با پروژه به قدري زياد شوند که عملا تحليل همه آنها را با مشکل جدي مواجه نمايد.
  3. علیرغم اینکه معمولا كمّي‌سازي تأثيرات نامحسوس يک پروژه، مانند سطح رضايت مندي کاربران، بسادگي قابل انجام نمي­باشد، بدليل اهميت اين تأثيرات نامحسوس، تا حد ممکن تأثير آنها لحاظ شوند.

شكل زير شمايي كلي از روش تحليل هزينه سود را نشان مي‌دهد:

شماي كلي از فرآيند تحليل هزينه سود و ورودي‌ها و خروجي­هاي مربوطه

 

در برخي شرايط بدليل عدم وجود تجربه و اطلاعات کافي در مورد يک پروژه (مثلا بدليل جديد بودن پروژه)، بكارگيري تحليل هزينه سود با مشكل مواجه مي‌شود. در چنين اين شرايطي روشي مطلوب است که در قالب آن بتوان تنها با بررسي برخي اجزاي پروژه، و نه تمامي اجزا، به نتيجه رسيد. روش تحليل هزينه کارآمدي[2] از جمله اين روش ها مي باشد.

کارآمدي[3] به معناي حصول نتيجه مورد نظر براي يک پروژه است. مفهوم مکمل کارآمدي، کارآيي[4] است که بيانگر ميزان بهينه بودن حصول نتيجه است. در تحليل هزينه کارآمدي، کارآيي در قالب عامل هزينه لحاظ شده است. به معناي ديگر هزينه پايين تر نشان دهنده کارآيي بالاتر يک روش براي انجام يک پروژه خواهد بود.

در تحليل هزينه کارآمدي ابتدا از ميان تمام فعاليت هاي موجود در يک پروژه چند فعاليت غالب و مهم در پروژه، بعنوان فعاليت هاي هدف، انتخاب مي شوند. براي مثال در مورد يک پروژه سيستم اطلاعات مکاني فعاليت توليد داده ها و طراحي پايگاه داده در زمره فعاليت هاي غالب مي باشند.

در مرحله بعدی، مشابه آنچه در تحليل هزينه سود بيان شد، اطلاعات دقيق و تفصيلي در مورد روش هاي مختلف انجام فعاليت هاي انتخاب شده اخذ و جمع آوری می شوند. در اين راستا هزينه های مربوط به اين روش ها تعيين مي گردند. براي نمونه در مورد فعاليت طراحي پايگاه داده مکاني روش هايي چون استفاده از ساختارهاي رابطه اي يا شي­گرا و يا ساختارهاي متمرکز با توزيع يافته بررسي مي­شوند.

در ادامه ترکيب هاي کارآمد مختلف انجام پروژه با استفاده از روش هاي مختلف تعيين شده براي فعاليت ها در نظر گرفته مي شوند. سپس هزينه هاي هر يک از ترکيب هاي مزبور با انجام مطالعات موردي[5] تعيين مي گردند. ترکيبي که کمترين هزينه براي آن برآورد شده باشد انتخاب مي­گردد و هزينه مزبور به عنوان معيار هزينه کارآمدي برآورد شده براي پروژه ارائه مي­گردد.

شكل زير شمايي از اين فرآيند را نشان مي‌دهدهد:

 

 

از مزاياي اتخاذ روش تحليل هزينه کارآمدي عبارتند از::

  1. عدم نياز به اطلاعات تمامي مراحل و فعاليت هاي يک پروژه (مانند روش تحليل هزينه سود) و محدود شدن تحليل به چند فعاليت خاص. ساده تر بودن ارزيابي کارآمدي تا سود حاصل از يک پروژه نيز بر سهولت انجام اين تحليل افزوده است. اين شرايط قابليت اعمال ساختارهاي سيستماتيك براي ارزيابي را نيز فراهم مي سازد.
  2.  

    در بيان معايب اين روش نيز مي‌توان موارد زير را عنوان نمود:د:

    1. با توجه به اين که هميشه انتظار داريم که با اتخاذ هر روشي براي انجام پروژه کارآمدي حاصل شود، وزن اصلي معيار هزينه کارآمدي بر روي عامل هزينه، و يا همان کارآيي، قرار مي گيرد. بدين ترتيب سود حاصل از پروژه در قالب حداقل سود ممکن، يعني کارآمدي، ساده شده است. بدين ترتيب هزينه در معيار هزينه کارآمدي غالب است و تأثير سود هزينه چنداني ندارد.
    2. در اين روش نقش برخي عناصر مهم و مؤثر، مانند بهبود كارآيي سازمان و تأثيرات اجتماعي، نامشخص باقي مي‌ماند. اين در حالي است که عناصر مزبور نقش عمده‌اي در تصميم‌گيري‌هاي مديريتي ايفا مي‌كنند.
    3. اين روش نيازمند ورود اطلاعات دقيق و كامل در مورد فعاليت هاي انتخاب شده از پروژه مي‌باشد و هرگونه ضعف در اين مقوله سبب كاهش دقت نتايج تحليل مي‌گردد. از همين رو دقت انجام مطالعه موردي بسيار مهم مي­باشد.

     

    شکل زير، با در نظر گرفتن شرايط حاکم بر پروژه، شمايي از فرآيند انتخاب يکي از دو تحليل تشريح شده را ارائه مي­نمايد:

     

    فرآيند انتخاب روش تحليل هزينه سود و هزينه کارآمدي

     

    بدنبال تعيين معيار هزينه سود يا هزينه کارآيي براي يک پروژه، موارد زير مي بايست لحاظ ‌شوند:

    1.  آيا منابع سرمايه‌اي كافي و متناسب با هزينة برآورد شده براي پروژه، در اختيار است؟

    2.  آيا شواهد كيفي كافي ، مانند جريان تغييرات اقتصادي و مديريتي حاکم بر پروژه، براي تأييد تخمين هاي كمّي به عمل آمده براي تعيين معيار هزينه سود پروژه وجود دارند؟

    موارد فوق در نهايت به ما در تصميم‌گيري در مورد انجام يا عدم انجام پروژه مورد نظر کمک مي‌نمایند.

     

    مراجع

    2. Price Waterhouse, Economic Studies & Strategies Unit (1995), Australian Land and Geographic Data Infrastructure Benefits Study, Australia and New Zealand Land Information Council.l.



     
     

    [1] Cost-Benefits Analysis

    [2] Cost-Effectiveness Analysis

    [3] Effectiveness

    [4] Efficiency

    [5] Case Study

 
  POWERED BY BLOGFA.COM